برچسب:
نویسنده: علی کاشفی
برچسب:
نویسنده: علی کاشفی
برچسب:
نویسنده: علی کاشفی
برچسب:
نویسنده: علی کاشفی
برچسب:
نویسنده: علی کاشفی
انارها دانه دانه سرخ می شوند و دل می برند از چشمان من و قرار از لبان عاشق تو .
.
.
به خودم قول دادم پاییز امسال عاشق شوم. سرمست برگریزان و رقصنده با برگها .
غروب سرد و هزار رنگ را به شب زود هنگام بدوزم و ریه هایم پر کنم از عطر سرما. به دیدار قاصدک ها بروم و خبر آمدنت را بگیرم و با لبخند کبود و چای داغ به انتظارت بنشینم و به انارها فکر کنم.
پاییز فصل دلبری ست ...
برچسب: رقصنده,
نویسنده: علی کاشفی
برچسب:
نویسنده: علی کاشفی
برچسب: طاقچه,
نویسنده: علی کاشفی
برچسب:
نویسنده: علی کاشفی
برچسب:
نویسنده: علی کاشفی
برچسب:
نویسنده: علی کاشفی
برچسب:
نویسنده: علی کاشفی
برچسب:
نویسنده: علی کاشفی